سعدیا مرد نیکو نام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نیکویی نبرند
شانزدهم جوزای سال راوان مصادف بود با بیست و پنجمین سال خاموشی فرزانه مرد دانشمند استاد محمد حسین سرآهنگ. 1302 / 1366
این مرد با همت در سال 1302 در محله ی قدیمی شهر کابل( خرابا ت) که بیش از یک قرن قدامت تاریخی دارد پا به عرصه وجود گذاشت و پدرش بزرگوارش غلام حسین نانکی ویرا محمد حسین نامید.
این بزرگ مرد شهیر با قلب بزرگ و حوصله ی فراخی که داشت, با عشق هر چه قویتر در احیا, انکشاف و پیشرفت موسیقی اصیل افغانی کوشید و به هدفش نایل شد. استاد محمد حسین سراهنگ بیشتر از همه استادان هنر موسیقی شرقی یگانه شخصیت سترگ علمی, فاضل ترین, مشهورترین و درخشانترین ستاره ی پر نور از کهکشان هنر موسیقی و آواز خوانی در مشرق زمین است که نه تنها سبب افتخار تاریخ هنر موسیقی, غزل و کلاسیک در افغانستان گردید بل در کشوریکه هنر پرور است یعنی هندوستان که مهد پرورش موسیقی است جایگاه بلند مرتبت دارد و داشت.
آری! استاد محمد حسین سراهنگ که پس مدت مدیدی سعی تلاش و پشت کار به مقام نهایت والا و پیشگام رسید شخص عادی نبوده و نیست که القاب را که پس ازعمری زحمات در فراگیری هنر موسیقی حصول کرد خود بخود نسبت داده باشد, که امروز در افعانستان بسیار معمول شده و رایج است و هر آن (ناکس) که سالیان متمادیست ملت ما را تا گلو غرق در اندوه و تباهی نموده خویشتن را مسمی کرده و میکند. بلکه استاد فرهمند محمد حسین سرآهنگ آن مردی که از تبار آزادگان قامت افراخت, دانشمند بزرگ از سرزمین آریانا و خراسان بود که درد دوری از وطن را پست نمود از بسا کشاکش های زندگی و فراز و نشیب های هنری عبور کرد و به هنر موسیقی و آواز خوانی در کشور ما لباس هویت, فخر,عزت و شرف پوشانید و از کشور بزرگ هنر پرور هندوستان به اسمای چون ماسترموسیقی, داکترموسیقی, سرتاج موسیقی, بابای موسیقی, شیرموسیقی, کوه بلند موسیقی, نابغه موسیقی و پروفیسور موسیقی نایل گردید که بدون شک و تردید شایسته ی استاد جاوید محمد حسین سرآهنگ است و بود .
اما حال اگر یک قرن دیگر هم صبر کرد تا در گذر خواجه خوردک کابل که( خرابات) است تا استادی چون استاد بی بدیل ما پا به عرصه ی وجود بگذارد و بلند آوازه و نامور و شهیر گردد و سرآهنگ شود و استاد شود, بسیار محال خواهد بود.
استاد محمد حسین سراهنگ در میان سالهای 63 و 64 سالگی عمر پر بارش پریشانی های بیشتری از ناحیه قلب در وجود مبارک شان داشت و در آخرین ضربه های توفنده ی قلبی که سراغ استاد فرزانه ما آمد, اینبار مرگ با سرنگشتان سیاهش نه تنها تاریخ افغانستان بل تاریخ هنر موسیقی کشور ما را سوگوارتر از هر زمانی نمود و پنجه های شوم مرگ نگذاشت تا از علم, نبوغ, فراست و داشته های والا وعظیم استاد پیروان راهش و ستارگان هنر آواز خوانی در کشور از جناب ایشان بهره شوند.
شفاخانه ابن سینا متصل پل ( ارتل) که در دامنه کوه شیر دروازه جنب ( چند) ( اول) یا چنداول ساحه ی قدیمی شهر کابل قرار دارد آن ایام را فراموش نخواهد کرد که شیر مرد خراسان را با افتخار به پرستاری اش در آغوش داشت, چون استاد والا مرتبت و مرد جسور سرزمین ما شکوه های از درد قلب, روف بزرگ و با محبت اش داشت.
سرانجام روز یکشنبه شانزدهم جوزای سال 1361 خورشیدی درست صبحگاه, هنگامیکه ارادتمندان با خلوص و هواداران پاکدل استاد ادیب ما, دست دعا سوی بارگاه با عظمت لایزال بلند کرده بودند که آن بزرگ مرد آریانا دوباره به لباس عافیت ملبس گردد, لاکن آخرین و سهمگینترین حملات قلبی داخل دریچه های قلب محب و مهربان استاد شد و قلب اش را از حرکت باز ایستاد.
و همان شد که کوه با عظمت موسیقی در سرزمین ما افغانستان از هم پاشید و ملت و وطن ما در سوگ استاد بی همتایشان سر بزانوی غم گذاشتند, که از آن درد عظیم و خساره ی بزرگ جبران ناپذیر بیست و پنج سال تمام میگذرد.
تاسف آور و عم انگیز تر از آنکه به جز از شبکه ی خبری بی بی سی در هیچ یک از رسانه ها وب سایت ها, و حتی از جانب وزارت اطلاعات و کلتور و دولت بی خبرتاریخ و فرهنگ کابل مطلب یا برنامه ی در این راستا منتشر نکردند.
بیم آن میرود که همچو روز های مهم تاریخی و فرهنگی رفته رفته راه فنا را در پیش گیرد و از خاطره ها محو گردد.
اما آن استاد که به یقین در ناباب هست و بود در دل عاشقانش زنده و جاوید است و یادش, کارنامه زندگی شریف اش, و دست آورد های بس والای هنری اش باقیست, فروزان هست تا که هست و فراموش نخواهد شد.
راهش همیشه سپید روحش خشنود و خلد برین منزلگاهش
نویسنده: سید احمد ضیا نوری
شنبه نوزدهم جوزای 1386 خورشیدی نهم جون 2007
گوتنبرگ سویدن