کنگره بین المللی جراحان

نوشته عزیز نیسین 

برگردان از زبان روسی : هارون یوسفی

کنگره بین المللی جراحان در شهر لوبلیکس برگزار شد. این کنگره جهانی که دهمین کنگره جهانی جرحان بزرگ دنیا بود نه تنها در محافل علوم طبی سراسر جهان مورد توجه زیادی قرار گرفت، بلکه توجه مردم عادی را نیز به خود جلب نمود.

تعداد زیادی از جراحان جهان درین کنگره که در نوع خود بی نظیر بود شرکت نموده بودند و خبرنگارانی از تمام کشورهای دنیا برای گزارش خبر، گرد آمده بودند.

خبرنگاران، همان طوری که در مسابقات فوتبال یا مصاحبه های مطبوعاتی که در آن شخصیت های سیاسی یا ستاره های سینما آخرین مود لباسهای خود را نمایش میدهند به این کنگره نیز هجوم آورده بودند. قرار بود درین کنگره جراحان معروف بیست و سه کشور در باره تازه ترین دستآورد های جراحی خود صحبت کنند.

در جمع اشتراک کنندگان کنگره، چنان جراحانی حضور داشتند که جدا کردن اعضای بدن انسان و پیوند دوباره آن ها برای شان مثل آب خوردن، ساده بود.

مطبوعات جهان در صفحات اول، در پهلوی آخرین اخبار در مورد مدل لباس شنا و نتایج مسابقات فوتبال، چند سطر هم در مورد کنگره جهانی جراحان نوشتند.

اولین روز کنگره با تشریفات معمول و روز دوم هم با سخنرانی های عادی گذشت. روز سوم، بحث در مورد آخرین دستاوردهای جراحی آغاز گردید.

نخست، دکتور کلیزمان جراح معروف امریکایی همراه با دستیار خود پشت میز خطابه رفت و شروع به سخنرانی نمود.

جراحان حاضر در کنگره گوشی های مخصوص را به گوش های خود گذاشتند و خبرنگاران با عجله، قلم و کاغذ آماده کردند. هر یک از حاضرین از گوشی مخصوص، سخنرانی را به هر زبانی که می خواستند، می توانستند بشنوند. داکتر کلیزمان سخنان خود را چنین آغاز کرد :

هم مسلکان محترم! افتخار دارم که بعد از سی و پنج سال اندوخته های گرانبهایی که در علم جراحی کسب کرده ام، اینک تازه ترین کشف خود را حضور شما همکاران، به عرض میرسانم. تا جاییکه همه شما میدانید تا کنون هیچ دکتور جراح موفق نشده بود تا خطوط انکشتان دست را تغییر شکل بدهید. طبابت و علم جراحی تا امروز پیشرفتی در این زمینه نکرده بود. دانشمندان در این مورد حتا یک سطر هم نه نوشته اند. هر بار که پوست انگشتان به وسیله عمل جراحی برداشته شود، پوستی که به جای آن می روید، خطوطش، همان خطوط سابق است. به همین اساس، پولیس به آسانی می تواند، کانگسترها، دزدان و جنایتکاران را دستگیر کند.

ولی من که اکنون در مقابل شما هستم، می خواهم با کمال افتخار و سربلندی اعلام کنم که بعد از سال ها زحمت و مطالعه و آزمایش های مختلف، موفق شدم تا خطوط انگشت انسان را تغییر شکل بدهم. شخصی که در کنار من ایستاده است، از سرمایه داران معروف امریکا و مالک صنایع عصاره میوه ها است. اسم جناب شان مستر توماس است، ولی پولیس ایشان را به نام جک می شناسد و دوسیه هایش نیز به همین نام موجود است. ده سال است که پولیس در جستجوی این شخص می باشد که زمانی از خطرناکترین کانگسترها بود، ولی تاکنون خوشبختانه موفق به دستگیری او نشده است.

اینک آقای "توماس" ملیاردر شده است و پولیس نمی تواند ثابت کند که او همان کانگستر سابق است.

شما همکاران عزیز باید بدانید که عمل جراحی پلاستیک انگشتان، نه تنها مشکل ترین عمل جراحی است، بلکه پردرامد ترین آنها نیز می باشد.

خواهمشندم به فلمی که درمورد جزئیات این عمل جراحی می پردازد، توجه فرمایید.

بعد از دیدن فلم، همه حاضرین در جلسه تضدیق کردند که همکار محترم امرکایی آنها کاشف و متخصص درجه اول دنیا در علم جراحی است.

اما، زمانیکه نمایندۀ جراحان انگلستان در باره دستاورد خود سخنرانی کرد عقیدۀ همه حاضرین عوض شد، جراح انگلیسی، دکتور ب. لینس هم همراه با یک نفر پشت میز خطابه قرار گرفت و گفت :

همکاران محترم ! من در مورد یک عمل جراحی خارق العاده و حیرت انگیز به شما خواهم گفت که تاریخ علم طبابت نظیر آنرا به خاطر ندارد و از این راه می توان بزرگترین خدمت را به جهان بشریت نمود.

شما در کنار من میتیا، قهرمان جنگ دوم جهانی را مشاهده می فرمایید. او در یک جنگ تن به تن، به تنهایی بیست و شش سرباز دشمن را نابود ساخت ولی متأسفانه در همین موقع از عقب، به سرش بم دستی خورد و سر او را از بدنش جدا کرد. همین که او را به شفاخانه آوردند، من فوراً با یک عمل جراحی ماهرانه با کریم مخصوص سر او را دوباره به گردنش چسپاندم که بهتر از روز اول شد و اکنون حتا بمب اتم نمی تواند آنرا جدا سازد. اینک راز این کریم معجزه آفرین را با شما در میان می گذارم....

همه اعضای کنگره تعجب کردند. همه عقیده داشتند که چنین کشف بزرگی در عالم جراحی دیده نشده و چنین سخنرانی مفیدی را تاکنون نه شنیده اند. اما سخنرانی نماینده جراحان فرانسه باز هم عقیده همه آنها را تغییر داد.

جراح فرانسوی با خانم زیبایی که مایوی زیبای دو تکه پوشیده بود. پشت مکروفون قرار گرفت. حاضرین کنگره با دیدن اندام زیبای این خانم جوان اعضای بدن شان تکان خودند ! جراح فرانسوی، سخنرانی خود را چنین آغاز کرد :

همکاران محترم! من در جراحی پلاستیک به دستاوردهای بسیار بزرگ نایل شده ام. قبلا باید بدانید که این خانم زیبای شصت و پنج ساله خشوی بنده است. (در سالون همهمه برپاشد) جراح فرانسوی بعد از چند لحظه سکوت، به گفتار خود چنین ادامه داد :

من با یک عمل خارق العاده در جراحی پلاستیک، خانم پیری را به یک جوان زیبا تبدیل کردم و طوری که حاضرین می بینند، زیبایی او آنقدر سحرآمیز است که حتا دل خود مرا هم ربوده است، چه رسد به دیگران.

سخنرانی جراحی فرانسوی با کف زدنهای حاضرین روبروشد. به تعقیب او جراح آلمانی پشت مکروفون حاضر شد و گفت :

همکاران عزیز باید بدانند که، مرگ، فعالیت تمام اعضای بدن را متوقف نمی سازد. مثلا در مریضی سکته، همین که قلب از کار افتاد، دیگر اعضای بدن، در صورتی که شرایط مناسب برای شان مهیا شود، به کار خود ادامه میدهند. و یا در بیماری سل، فقط شش ها از کار می افتند. من در عمل ثابت کرده ام که با از کار افتادن قلب و یا شش ها مرگ دایمی پیش نمی آید و سلول ها را می توان همچنان زنده نگهداشت. من بعد از سال ها تحقیقات، توانسته ام از اعضای زنده مرده گان، انسان های زنده دیگری بسازم. درین موقع جراح آلمانی سکوت مختصری نمود و بعد جوانی را که چهره اش شباهت به اپولون داشت به حاضرین نشان داد و گفت :

پاهای این شخص از ورزشکاری است که در نتیجه مریضی اپاندیسیت مرده است و تنه او مربوط به کشتی گیری است که در نتیجه ضربه ای که به سرش وارده شده جان سپرده است. سرش از یک بیمار مسلول می باشد و قلبش متعلق به یک جلاد گشتاپو است که به دار کشیده شده است.

شرکت کننده گان کنگره، یک زبان، عمل حیرت آور داکتر آلمان را بزرگترین کشف در عالم جراحی دانستند. چون جراح جاپانی هنوز سخنرانی خود را ایراد نکرده بود، حاضرین اظهار نظر قطعی خود را به روز بعد به تعویق انداختند.

فردای آن روز کنگره دوباره به کار خود ادامه داد.

داکتر هیمی شیاما پشت میز سخنرانی رفت و در حالی که به یک نفر جاپانی پیر و قدکوتاه که در کنارش ایستاده بود، اشاره میکرد چنین گفت :

این شخص یک جاپانی متعصب است که به خاطر بی سوادی و کوتاهی قد در جنگ عمومی دوم نتوانست شرکت کند. او چنین تحقیر بزرگ و ضربه روانی را نتوانست تحمل نماید، بناً شکم خود را پاره کرد و همه روده هایش به زمین افتاد.

آخرین روز کنگره بود و هر یک از سخنرانان در مورد دستاوردها و کشفیات خود در عالم جراحی توضیع میدادند تا مقام اول را در این کنگره به دست آورند.

در بین اعضای کنگره، فقط یک نفر جراح خاموش و متفکر نشسته بود. رئیس جلسه به او اشاره کرد و گفت :

- آیا جناب شما مطلبی ندارید تا در کنگره ارایه کنید؟

- چرا نه، ولی فکر می کنم زیاد مورد توجه حاضرین قرار نگیرد.

از گوشه تالار سر و صدا ها بلند شد :

-        ما می خواهیم بشنویم.

-        اعضای این کنگره باید همه در مورد کشفیات خود سخنرانی کنند.

-        خواهش می کنیم، پشت مکروفون بفرمایید.

جراحی که تا این ساعت، یک کلمه هم حرف نزده بود، مجبور شد پشت مکروفون قرار گیرد. بعد از آنکه یک جرعه آب نوشید، رو به حاضرن نموده گفت:

-        حالا که هم مسلکان من می خواهند به سخنرانی من گوش فرا دهند، من هم مختصراً در مورد جراحی "تانسل گلو" که انجام داده ام خدمت شما عرض می کنم.

صدا های عجیب و غریب، همراه با خنده درون سالون پیچید:

-        این آقا، بعد از همه اکتشافات عجیب می خواهد در مورد عمل "تانسل" بگوید!

خنده و تمسخر حاضرین در کنگره، جراح سخنران را ناراحت ساخت:

-        آقایان! من فقط به خاطر اینکه آدم متواضع هستم، نخواستم از اهمیت بزرگ این عمل جراحی برایتان سخن بگویم، اما این خنده و ریشخندی شما دیگر برایم قابل تحمل نیست. شما حق ندارید به خاطر عمل جراحی "تانسل" که انجام داده ام مرا مسخره نمایید!

خنده های مسخره آمیز حاضرین بیشتر شد.

-        عمل جراحی شما بسیار مزخرف بوده!

-        جراحی تانسل برای کسی که در چنین کنگره شرکت می کند، شرم آور است.

-        من هرگز چنین جراحی های کوچک را انجام نمی دهم.

-        جراحی تانسل کار نرس هاست.

-        برای یک جراح سرشناس خجالت آور است تا در کنگره در مورد عمل جراحی "تانسل" صحبت کنم.

کنایه های حاضرین در جلسه، سخنران را بیشتر عصبانی ساخت، در حالی که از قهر و غضب می لرزید با صدای بلند گفت :

-        آیا شخصی را که من تانسل هایش را از گلویش کشیده ام می شناسید؟

-        برای ما مهم نیست، که این شخص کی است، اگر رئیس سازمان ملل هم باشد مهم نیست.

-        آغاجان! شخصیت انسان چه ارتباطی به جراحی "تانسل" دارد؟

سخنران در حالی که از شدت غضب سرخ شده بود، در میان سروصدای حاضرین فریاد زد :

-        شخصی که من "تانسل" هایش را کشیدم، روزنامه نگار بود.

اعضای کنگره بازهم شروع به خندیدن کردند. یکی از آنها گفت :

آیا کشیدن تانسل روزنامه نگار، تاجر، کارمند، سرباز و .... با هم فرق دارد؟

سخنران در حالیکه لبخند پیروزی به لب داشت با صدای بلند گفت :

من خودم میدانم که در جراحی تانسل افراد وابسته به طبقات مختلف، فرقی باهم ندارند، زیرا فقیر و غنی در برابر تیغ جراحی یکسان اند. ولی باید بدانید که، وقتی من تانسل های این روزنامه نگار را می کشیدم، قانونی وضع شده بود که روزنامه نگاران به صورت مطلق حق نداشتند دهن شان را باز کنند. به همین اساس من مجبور شدم تانسل های او را از مخرجش بیرون کنم!

خنده از چهره اشتراک کننده گان کنگره گم شد. سخنان ناطق با کف زدن های ممتد استقبال گردید. همه اعضای دهمین کنگره جهانی جراحان، عمل جراحی تانسل روزنامه نگار را به اتفاق آرا بزرگترین عمل جراحی و بزرگترین دستاورد در تاریخ علم طبابت دنیا دانسته، در حالیکه به خاطر احراز مقام اول جراحی دنیا به او تبریک می گفتند، سالون کنگره را ترک کردند.