سالار عزیز پور
کوتاه سرايی های عاشقانه
من از چشم تو نوشيدم شرابی
شرابی ساغری عيشی گلابی
شرابی ساغری عيشم چه باشد؟
غزلهای سرودی شعر نابی
از آن چشم تو خواندم يک کتابی
کتابی حاصلی رنج و عذابی
به دنيای چنان روشن رسيدم
که خورشيد ذرهء از آفتابی
دو چشمت بادهء مستِ شرابست
چراغ روشن آن مهتابست
چراغ روشن آن مهتابی
در اين شبهای سرد بی حسابست
ز چشمت صد ترانه می درخشد
سرود عاشقانه می درخشد
طلوع روشن چشمان ِ مستت
چو شبتاب شبانه می درخشد
دو چشمت بادهء ديرينهء م
شراب کهنهء پارينهء من
شراب کهنهء پارينه ام چيست؟
دل افروزی دل ِ بی کينهء من