افزایش ترافیک در موسیقی ما
بسان شاخ بی برگ ابر بی باران
نوشته خاکستر
با شعر نباید با انګاره دستاویز اهداف سطحی برخورد ګرد وقتی مینګرم با چهار تکبیر فنا ،شعر راو ترانه را چه ساده با موسیقی ناشی و طرز ناشی تر و آواز پر هنجار به هیچ میکشانند ، درهم تنیده ګی و ذات ګرایی را در هنر تسخر زنند و به عنوان عامل تحدید زمینه امکان را مخدوش میکنند.
طبعا فضیلت ګرایی خالص مانع تکثر ګرایی است مګر آیا میشود به بهانه ای تنوع و پوپولیست شدن رکن بسا تاثیر ګذار سخن را ساده انګارانه در فرایند انباشت ګرایی ساده تلقی کنیم؟
ګلوبالیزیرم نخستین پیامدیش افزایش ترافیک فرهنګی است و در این میان موسیقی در رده نخست به زبان مشترک مبل میګردد واما چه ګونه میشود با فناوری جدید جای شایسته را یابید؟
تاثیر پذیری انتقال و افزایش دګر ګون کننده ترافیک موسیقی ما مرا وا میدارد به اجمال چند نکته را تذکر دهم
اینهمه سرود ګر در ترافیک موسیقی ما پیامد های ناګواری بر دل و دماغ شنونده و بیننده ما ګذاشته است
اعتلا و فرود در ګزینش ترانه
نظام نابرابری آفرین ترافیک یا رفت و بر ګشت موسیقی ما نخستین پیامدش ساده انګاری
شعر و ترانه است بیبینید
اعتراض و عصیان، تفکر برانګیختن ،نوعی مکاشفه با خودو نزدیک شدن با زبان ګفتګو همګی به نوعی مثلا در آهنګ های دریا اعتلا یابیده است ګریز از سطعی ګرایی شاید مهمترین راز مانده ګاری دریاست و اما مثلا ساده انګاری کار های پسین احمد ولی او را به حاشیه رانده است ګر چه زیبایی آواز احمد ولی را نمی شود با کمتر کسی مقایسه کرد
بار عاطفی روز مره در ترانه های آخرین او دیر نمی ماند چرا که راز ګل کردن آن با موج عواطف حرکت کردن است که نسبیت آن دال بر فنا آن استَ
دوباره خوانی
دوباره خوانی اګر شرم آور نیست مزیتی نیز محسوب نمی شود، ساده انګاشتن و اندک پنداشتن ذات موسیقی است بنا کردن چیزی هممانند تاج محل امکان پذیر است و اما« مطلق حضور» تاج محل رادر خود حمل نمیکند به نور نار میماند نه به تابش آفتاب، به شاخ بی بار و ابر بی باران میماند
دوباره خوانی حیدر سلیم شاید از حیث تعدد مقام نخست را ګیرد من فکر میکنم ګرایش های در ګذر چند سال قبل دلیل بیرون دادن حد اقل ۱۰ سی دی باشد که برای او اقبال ګذری آورد و نمیشود از آنهمه آهنګ جز یکی دو تا را جز کار ماندګار به حساب آورد و اما مقایسه کنید با امیر جان صبور ی که ترسان از هول جرم ساده ګرایی و قیر و قار یکی آفرید و بی همتا آفرید
احمد ولی نیز دچار این بیماری است هر چند کار های جدید او نیز بر جسته است
برنامه ګذاری و انسجام
یک نمودار موضعی شاید مسله را به نوع چشم ګیری روشن کند
دریا برنامه هایش را در فواصل زمانی معین سه تا چهار سال بر ګذار میکند سی دی های او در فواصل زمانی معین بیرون داده میشود سایت انتر نتی او هودارانش را در جریان رویداد ها قرار می دهد و همزمان در جهت نزدیک شدن به مردم به کار اجتماعی میپردازد، اندک یا افزون وی به نوع مشارکت
ایمان دارد
و اما مثلا نجیم با آنهمه ضرفیت های اوازی کمتر انسجام دارد،و او خود را در یکنوع خلا قرار داده است نوعی قطع و وصل که به هر صورت به زیان او می انجامد کمتر با هودارانش در تماس است و یا نعیم پوپل با آڼ مقنعه در ګلو و کارایی آوازی ساده پبسند است و کمتر حال و هوای دقت و ګزینش دار د، سی دی آخر اورا با ان ثبت نا هنجار وترانه های که از سر بی میلی و ساده انګاری سروده شده است دو بار شنیدنش ان را به جد نګرفتم
کمتر برنامه پذیر است و آنهمه نعمت و رتبت را به هیج میګیرد
وبا مثلا رستګار ها برنامه ساز اند، کار بی مانند آلوچه، بعد سی دی تیری راری وآخری ثبت اندیشه بر انګز ترانه های کابل، نمودار انسجام و جدی انګاشتن هوادارن آنان اند
نمونه دیګر بی انسجامی را میتوان در مقایسه دو سی دی فرشته سما بینیم . نخست سی دی کم مایه او را با احسانمند و بعد اوج کار او با استاد فتح علی خان که از نادر ترین سی دی ها محسوب میګردد ، آسان ګیری و شتاب آلوده ګی و به حرف خودش نزدیک شدن با تفکر عامه دلیل بیرون دهی آن سی دی . نخستین شده است یادم نرود، کار ماند ګار او با شبیر احمد خان چیزی نیست جز اعتلا و ارزش آفرینی .
فواد رامز پس از کار های اولی نیز دچار شتاب آلوده ګی و بی برنامه ګذاری است سی دی (بی بی ولایت) چیزی کمبود دارد ، شاید یکرنګی عجیبی ساخت ترانه ها که کار فرهاد دریاست ویکی از ضعیف ترین کار های او ست و نیز کلام هم ساخت و ملودی های با هم شبیه ، این سی دی را به فرو ریزی وادشته است ، یاد من نرود که من هنوز پس از بیست سال تر انه معروف او را (چشمه نوری ) که ساخته صبوری است جز درخشان ترین ترانه های روز ګار ما میشمارم