Kate Chopin  ۱۸۵۰-۱۹۰۴

یک قرن انقلاب ، دو نویسنده زن فقط !

آتوسا سلطانزاده

 

    

چرا در کتابهای تاریخ ،ادبیات قرن ۱۹ آمریکا فقط از دو نویسنده زن نام برده شده که در سطح زنان ادیب آنزمان اروپا هستند؟ آیا شکایت بعضی از مورخین و منتقدین ادبی از فقدان تعداد بیشتری از زنان درطول صد سال انقلاب مداوم در آمریکا ،نشانه اشک تمساخ ریختن روشنفکر مردسالار نیست ؟ ،چون آنها مینویسند که اگر از نویسنده رمان “کلبه عمو تام“ یعنی خانم حریت استو، صرف نظر کنیم، فقط دو نویسنده زن دیگر یعنی :کاتی چوین -و امیلی دیکینسن ،آثاری آفریدند که تا امروز فراموش نشدنی هستند.این دو مشهورترین نویسندگان زن درقرن ۱۹ درآمریکا بودند ولی براثر فشار جو مذهبی مسیحی و انتقادهای نابودکننده مردان پدرسالار؛ اولی بعد از نشر یک رمان و دومی بعد از چاپ ۷ شعر خود، دست از نویسندگی کشیدند و خانه نشین شدند. سخن از زمان و جامعه ای است که خودکشی زنان درآنجا یکی از نشانه های استقلال آنان قید شده  و گروه دیگری برای شانه خالی کردن از نرم های ارتجاعی ،کوشیدند تا با کمک رمانتیک ،با طبیعت وحدت کنند ودرخلسه ،زندگی نمایند. زنان شاعر و نویسنده ای که حتا لقب شوهرشان را باید برخود میگذاشتند.

کاتی چوپین درسال ۱۸۵۰ درآمریکا بدنیا آمد ودرسال ۱۹۰۴ درآنجا درگذشت.پدرش ازمهاجرین ایرلندی و مادرش از دورگه های اسپانیایی زبان بودند.اوازخانواده ای سنتی-مذهبی برخاسته بود، ولی به دلیل تماس با زنان بیوه قوی و مستقل اقوام، شخصیتی محکم یافت. اوبعد از مرگ زودرس شوهر، نه تنها وارث بدهکاریهای اوشد بلکه مادر چند کودک، صاحب یک بقالی، مربی یک پلانتاژ ، و معشوقه یک مرد همسایه! نیز گردید. منظور اینکه با وجود اینهمه دردسر! او شروع به نوشتن تجربه هایش درباره زندگی در کنار رود آنزمان زیبای میسی سی پی نمود. غیر از آن ،او یک سالن ادبی-هنری براه انداخت که پاتق زوشنفکران، نویسندگان و هنرمندان شهر شد.  چوپین میگفت که او خودرا نویسنده نمی داند،بلکه هرگاه احساس کند که حرفی برای گفتن دارد،دست به قلم میزند.

مشهورترین کتاب او رمان “بیداری“ است که منتقدین آنرا یکی از کلاسیک های جنبش زنان علیه فرهنگ حاکم سنتی زمان خود میدانند.این کتاب ،ابراز احساسات زنان تحت فشار است، کتابی که با تکیه برعشق و احساسات کوشید تادرسال ۱۸۹۹ رمان اجتمایی را به امپرسیونیسم ادبی نزدیک نماید.این کتاب گرچه سنتی و روانشناسانه بحساب می آید، ولی آنچنان تحول و انقلابی راباعث شد که دهها سال کتاب پرفروش دوره خودشد.سرانجام اتهام ضداخلاقی بودن به کتاب فوق باعث جنجال اجتمایی نیز گردید.تااینکه گروهی ناشرسودجو کوشیدند این کتاب رادرسال ۱۹۶۴ با عنوان “رمانی اروتیک“ به بازار کتاب عرضه کنند. این اثر امروزه درمیان رمان های روانشناسانه و فیمینیستی جای احترام آمیز خاصی دارد.آثار چوپین امروزه اهمیت مهمی برای ادبیات زنان دارد.اوغیر از رمان و انتشار ۱۰۰ داستان کوتاه به چاپ شعر، مقاله و نمایشنامه نیز پرداخت.ازجمله موضوعات آثارش : جامعه، ازدواج، وظایف و مسئولیتهای خانوادگی، و اظهار شوق و اشتیاق و احساسات اروتیک هستند. چوپین در آثارش از سیاهان باهوش ومستعد، ازسفیدهای مرفه چوخ بختیار، ازمبارزه فیمینیستی جنسی و از اختلاف نژادها سخن میگوید.شرح زندگی طبقه مرفه مقیم کنار رود میسی سی پی و سواحل توریستی آن، نیزیکی دیگر از مسایل آثارش هستند.آثار چوپین خواننده را بیاد آثار موپاساد می اندازد که او سالها ترجمه کرده بود.بارها منتقدین جنبه محلی و بومی بودن آثارش را مورد سرزنش قرار دادند. سبک نویسندگی اوبعداز سال ۱۹۴۰ دراروپا بین گروهی از اهل قلم مد روز شد.

امروزه سئوال برانگیز است که چرا آنزمان بعضی از زنان اهل قلم کوشیدند تا رمان رئالیستی را بسوی رمان مذهبی هدایت کنند. آنها آنزمان باید میان دو نقش تعیین شده یعنی : مادری در یک فرهنگ ویکتوریایی ـ و یا هنرمند و نویسنده ای مستقل و فردگرا، بودن، یکی را انتخاب میکردند. یادآوری اینکه امکان اظهار و بیان خواسته های زنان بدلیل فرهنگ سنتی ویکتوریایی بسیار محدود بود.درادبیات، زنان اهل قلم کوشیدند تا از آرزوهای پیش پا افتاده روزمره خود مانند : گردش، قایق سواری، دیدار با دوستان، پیک نیک، وتشکیل اجتماعات غیراجباری، سخن بگویند.درآن سالها خواننده غیر از آثار و رمانهای رئالیستی، جویای کتابهایی بود که به مسایل زنان می پرداختند و ادامه زبان استعاره ای را دیگر تحمل نمی نمود. جامعه شناسان ادبی امروزه آثار اورا نشانه کوششی از رئالیسم به سوی مدرن رفتن میدانند. نقش و اهمیت مهم دیگر او، نوگرایی ادبی اش، از کلاسیک بسوی مدرن بود.

                                         

دومین زن نویسنده و شاعر مشهورقرن ۱۹ آمریکا خانم امیلی دیکینسن نام دارد. امروزه او را درکنار گرترود اشتاین از پیشگامان ادبیات مدرن غرب بشمار می آورند.اودر زمینه شعر یکی از سبک شکنان شعر سنتی است. گرچه دیکینسن جهان را درنظر خود شعر میدانست، ولی او فقط توانست ۷ شعرش را در مطبوعات منتشر نماید. اکنون باورکردنی نیست که کسیکه فقط چند شعرش را درزمان حیات منتشر کرد،امروزه یکی از مهمترین شاعران آمریکا به حساب آید. یعد از مرگ او، در کشو میزش حدود ۱۷۸۰ شعر یافتند که معمولا روی پاکت خرید میوه، پاکت نامه و یا حاشیه روزنامه ها یادداشت شده بودند. او آنزمان ۱۳۹ شعر خودرا نیز به دوستان و آشنایان در نامه هایش تقدیم کرده بود. منتقدین، غالب اشعار اورا رقص مرگ مسیحیت پوریتانی آمریکا و فیمینیسم پیش از مدرن نام گذاشتند. دیکینسن در اشعارش از مرگ و نیستی میگوید تا خواننده بتواند زندگی و هستی را جشن بگیرد.غرض ورزان آنزمان بدلیل موضوع مذهبی بعضی از اشعارش او را راهبه مقدش شهر، نامیدند. او میگفت رابطه انسان و خالق نباید مانند رابطه موش و گربه و یا طعمه و شکارچی باشد. به نظر منتقدین ،او در نظم و نثر چنان در سبک مدرن افراط و اغراق نمود که نزدیک بود رابطه اش را با خواننده از دست بدهد. دیکینسن اشعارش را معمولا میان محفل خصوصی دوستان میخواند. اشعاری که امروزه سخن از یک شاعره نابغه میرانند. اوگرچه با اشعار رمانتیک شروع کرده بود، سرانجام به سبب شکست و سرخورده گی زناشویی و اجتمایی ،به شعر مذهبی و سرودهای کلیسایی نزدیک شد. اولین کتاب شعر او ۷۰ سال بعد از مرگش منتشر گردید.

خانم امیلی دیکینسن در سال ۱۸۳۰ در خانواده ای مشهور و مرفه در آمریکا بدنیا آمد و در سال ۱۸۸۶ بر اثر بیماری کلیه درگذشت.پدربزرگش از بنیادگذاران دانشگاه شهر، و پدرش وکیل و نماینده کنگره بودند. اوازسال ۱۸۵۸ از مردم و فضای فرهنگی شهر فاصله گرفت و خانه نشین شد. در شهر محل اقامتش بندرت کسی میدانست که آن شاعره جوان ؛ با لباس سفید مشهورش، که اغلب در باغچه ویلای خانه شان گلکاری میکرد، شعر نیز میسراید. عجیب بودن او تا آنجا رسید که در یکی از اشعارش خود را عروس و نامزد عیسی مسیح نامید. دیکینسن میگفت چون دیگران اشعارش را نخواهند فهمید، بهتر است که مشهور نشود و فقط در محفل دوستان خود را شاعر بنامد.

موضوع اشعار او گرچه خصوصی و یادداشتهای فکری روزانه بودند، ولی آنها ابدی شدند. او بعد از شکست در عشق با تلخی شاعرانه ای به سرودن شعر پناه برد.نوشته هایش ، اشعار شاعری هستند که به روشنفکری خود آگاه است . اشعار مذهبی غیر سنتی اش ، از مرگ و زندگی سخن میگویند. برای مخالفت با فرهنگ حاکم، او به مقاومتی مانند ویتمن نیاز داشت. امروزه اشعار او خواننده را بیاد سنبلیست های فرانسوی می اندازند. او در بعضی از کشورهای اروپایی با صد سال تاخیر، در میانه قرن گذشته معروف شد. اشعارش بعدها براثر تحقیقات فیمینستی و تئوری مدرنیته، تفسیر و اهمیت جدیدی یافتند. او کوشید با کمک اشعار غالبا خصوصی اش، سندی برای توضیح جهان بجای بگذارد.

اهل شعر بر این نظرند که آثار وی پر از تضاد و تناقضهای رنگارنگ هستند، مثلا آنان گاهی اسطوره زن سفید پوست رمانتیک و عاشقی هستند که احساس خوشبختی نمی کند، یا نشانی از فیمینیستی کردن زندگی زنان هنرمند می باشند. دیکینسن درآثارش به موضوعاتی مانند : طبیعت، خدا، ذهن، قدرت،فرد، و مسایل زنان میپردازد. گرچه اشعارش مستقیما سیاسی نیستند ولی آنها واقعیات سیاسی زمان را مطرح میکنند ؛ از جمله : جنگ داخلی، آزادیخواهی بردهها، ترور لینکلن، و برابری زنان . گروه دیگری اشعار او را سفرهای تحقیقی در مرزهای آگاهانه و غبرآگاهانه روان انسان قرن ۱۹ میدانند.اواز موضعی شبه مذهبی به افشای رمانتیک زمان خود پرداخت، و رقص کشنده فرهنگ مذهبی پوریتانی را به نمایش گذاشت.فرق او با شاعران سنتی پیش از خود، توجه زنانه و فمینیستی به مقوله ادبیات و فرهنگ بود، گرچه اوخلاف ویتمن کاملا با شعر کلاسیک و عروضی ! قطع رابطه ننمود. دیکینسن در یکی از اشعارش برای زنان ، جهان سبزی آرزو میکند که درآن سکوت و آرامش حاکم گردد واز سر و صدا و شلوغکاری مردان !درآنجا خبری نباشد.اوکوشید با کمک ادبیات تجربی از ادبیات احساساتی و اخلاقی آنزمان زنان فاصله بگیرد. اشعارش برای خواننده امروزه تداعی آثار: شکسپیر، امرسن، خانم الیوت ، و کتاب انجیل میباشند. در شعر غرب یک رابطه خطی، او را به شاعران مدرنیته کلاسیک، مانند پاوند و آقای الیوت میرساند. سالها کوشش شد تا برای نشر آثار دیکینسن، آنها را سوهان زده و به استتیک فرهنگ ویکتوریایی نزدیک نمایند، تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۵۱ اشعار او بدون سانسور و اصلاحات دستکاری شده منتشر گردیدند ؛ مثلا کوشش پاول سلان در آلمان برای ترجمه اشعار او از نظر زبانی با شکست روبرو گردید.